در حالی که خبرها از پشت پرده مذاکرات در پاکستان حاکی از فشارهای امریکا برای توقف غنیسازی و انتقال ذخایر اورانیوم ایران به امریکا است، قطعا چنین اقدامی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای امنیت ملی داشته باشد.
الف) بنبست بازدارندگی:
در فضای ملتهب پس از تجاوزات اخیر نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشور، توانمندی هستهای متغیری است که در محاسبات دشمن وزن سنگینی دارد. غنیسازی اورانیوم در سطوح بالا، پیامی صریح از «آمادگی برای هر سناریویی» را مخابره میکند. انتقال این ذخایر به خارج از کشور، عملاً ایران را از اهرم فشار خود تهی کرده و توازن قدرت را به شکلی خطرناک به نفع متجاوز تغییر میدهد.
ب) خطای محاسباتی در دیپلماسی:
این ایده که «امتیاز هستهای میدهیم تا امنیت بخریم»، یک مغالطه تاریخی است. طرف مقابل، عقبنشینی ایران در شرایط فعلی را نه نشانهای از صلحطلبی، بلکه برآمده از «استیصال ناشی از فشارهای نظامی و اقتصادی» تحلیل خواهد کرد. این برداشت، دشمن را ترغیب میکند تا برای کسب امتیازات بیشتر در حوزههای دفاعی و منطقهای، فشارها را تشدید کند.مهم تر از همه سرمایه اجتماعی برآمده برای مقاومت، که ناشی از تحمیل جنگ و شهادت مظلومانه امام شهید و صدها کودک و افراد غیر نظامی و رشادت بی نظیر فرزندان موشکی ملت در آبکش کردن صهیونیست ها و امریکایی ها، در صورت تسلیم، به شدت آسیب خواهد دید.
ج) درسهای تاریخ معاصر:
کشورهایی که تحت فشارهای بینالمللی، دستاوردهای استراتژیک خود را به خارج منتقل کردند مانند لیبی، پیش روی ماست. آنها نه تنها به امنیت و صلح نرسیدند، بلکه در برابر اولین موج تهدیدات نظامی، بیدفاع ماندند.در نتیجه؛راه صلح از مسیر «تولید قدرت» میگذرد، نه «واگذاری ابزارهای قدرت».
به قلم : محمد مهدی اسماعیلی