هر کالایی که دور انداخته میشود، لزوماً به پایان مسیر خود نرسیده است. در نگاه اقتصاد چرخشی، آنچه بسیاری از ما «پسماند» مینامیم، میتواند به ماده اولیه یک چرخه تولید جدید تبدیل شود. این رویکرد، تعریف تازهای از مصرف، تولید و مدیریت منابع ارائه میدهد؛ تعریفی که در آن، کاهش ضایعات و استفاده دوباره از ظرفیتهای موجود، جایگزین الگوی سنتی «تولید، مصرف و دورریز» میشود.
اقتصاد چرخشی تنها به بازیافت محدود نیست، بلکه از مرحله طراحی محصول آغاز میشود. طراحی کالاهایی با عمر بیشتر، قابلیت تعمیر، امکان استفاده مجدد از قطعات و کاهش مصرف مواد اولیه، از اصول این الگو به شمار میرود. بسیاری از صنایع بزرگ دنیا با بهرهگیری از این مدل توانستهاند علاوه بر کاهش هزینههای تولید، وابستگی خود به منابع اولیه را نیز کاهش دهند و همزمان سهم بیشتری از بازارهای جهانی را به دست آورند.
برای ایران نیز حرکت به سمت اقتصاد چرخشی میتواند فرصتهای ارزشمندی ایجاد کند. توسعه صنایع بازیافت، استفاده بهینه از پسماندهای صنعتی و کشاورزی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه فناوریهای پاک و افزایش بهرهوری در فرآیندهای تولید، از جمله اقداماتی است که علاوه بر حفظ منابع، زمینه ایجاد اشتغال و ارزش افزوده را نیز فراهم میکند. این ظرفیت بهویژه برای شهرها و مناطق صنعتی، میتواند به یکی از محورهای توسعه اقتصادی تبدیل شود.
البته تحقق این الگو تنها بر عهده صنایع و سیاستگذاران نیست. شهروندان نیز با تفکیک پسماند، انتخاب کالاهای بادوام، کاهش مصرف محصولات یکبارمصرف و توجه به فرهنگ مصرف مسئولانه، نقش مهمی در تکمیل این چرخه دارند. از سوی دیگر، رسانهها، دانشگاهها و مراکز آموزشی میتوانند با ترویج این فرهنگ و معرفی تجربههای موفق، زمینه تغییر نگرش عمومی را فراهم کنند.
اقتصاد آینده، اقتصادی خواهد بود که منابع را نه یکبار، بلکه بارها به چرخه تولید بازگرداند. کشورهایی که زودتر این تحول را بپذیرند، علاوه بر حفاظت از محیطزیست، از مزایای اقتصادی آن نیز بهرهمند خواهند شد. اقتصاد چرخشی بیش از آنکه یک نظریه اقتصادی باشد، نگاهی نو به ارزش منابع و مسئولیت ما در قبال آینده است؛ نگاهی که میتواند مسیر توسعه را هوشمندانهتر، پایدارتر و سودآورتر کند.
به قلم : امین مقیمی