صبحهای تبریز همیشه بوی تاریخ میداد؛ بوی باغهایی که روزگاری شانهبهشانه شهر ایستاده بودند، بوی خاک نمخوردهای که از دامنههای سهند تا باغات حکمآباد با هر نسیمی تازه میشد و در ریههای شهر آرام مینشست. تبریز، روزگاری نگین سبزی بود که در آغوش دامنه رشته کوه سهند، به تسبیح سبز باغهایش میبالید. خاکش، هنوز بوی سخاوت میداد و آسمانش، آیینه زلال تاریخ بود. اما امروز، گویی این شهر در غباری از افسوس غرق شده است.
اما تبریز، این روزها پیش از آنکه با بوی شکوفههای بهاری یا صدای برگهای لرزان بیدار شود، با دود مازوت و حرارت خاک تفدیده از خواب میجهد؛ شهری که روزگاری نماد طراوت بود، اکنون گویی در میان مهی از دود، بهسختی نفس میکشد. آسمانش، به جای رنگ آبی اصالت، زیر سنگینی دود مازوت، خاکستریست و زمینش که میبایست مهد رویش میبود، در عطش کلوخهای تفدیده میسوزد.
این دگرگونی تنها تغییر یک منظره یا یک فصل نیست؛ فاجعهای آرام و خزنده است که زیر پوست شهر جریان دارد. آنچه از دست رفته، فقط سایهباغها نیست، بلکه امنیت اکولوژیک شهری است؛ همان سپری که نسلها را از التهاب هوا، فرسایش خاک و گرسنگی زمین حفاظت میکرد. و دقیقاً در همین نقطه است که پرسشی سنگین، چون پتک بر ذهن هر شهروند و مدیر شهری فرود میآید: آیا شهرها همچنان میتوانند مأمن زندگی بمانند؟ یا بهتدریج به کانون فرسایش طبیعت و فشار بر ریههای انسان تبدیل خواهند شد؟
مقدمه حاضر دعوت به اندوه نیست؛ دعوت به بیداری است. تلنگری است برای شهروندی که شاید در شتاب روزمرگی از یاد برده که ریههایش به رنگ آسمان وابسته است. هشداری است برای مدیری که باید بداند تصمیم امروز او، کیفیت زندگی یک نسل را میسازد. و یادآوری است برای همه ما که تبریز بدون طبیعت، تبریز نیست؛ تنها انبوهی از ساختمانهاست که روی خاطرههای سبز بنا شده است.
شهر زمانی زنده است که نفس بکشد؛ و نفس شهر، همان طبیعتی است که این سالها بیمحابا از آن فاصله گرفتهایم. روز جهانی محیطزیست تنها یک مناسبت نیست؛ آینهای است که در آن باید چهره فردا را ببینیم. فردایی که اگر با تغییر پارادایم مدیریتی و تغییر رفتار شهروندی همراه نشود، شاید دیگر نه بویی از باغات بماند و نه توان نفسکشیدن برای شهری که روزی باغهایش، اصلیترین هویتش بود.
پنجم ژوئن، روز جهانی محیطزیست، این پرسش برای شهرهایی مانند تبریز معنایی عمیقتر پیدا میکند. بر اساس گزارشهای تحلیلی برنامه محیطزیست سازمان ملل در سالهای اخیر، شهرها امروز خط مقدم نبرد برای بقای اکولوژیک زمین هستند. اگر در گذشته مدیریت شهری بیشتر در قالب خدمات عمرانی و فنی تعریف میشد، اکنون شهرها به تعبیر جامعهشناس برجسته شهری، ساسکیا ساسن، به عرصهای تبدیل شدهاند که در آن بحرانهای جهانی به راهحلهای محلی ترجمه میشوند.
در این میان، مفهوم «زیستشهر» یا همان شهری که در آن توسعه با منطق طبیعت همزیستی پیدا میکند، به یکی از پارادایمهای اصلی شهرسازی معاصر بدل شده است. مطالعات منتشر شده در سال ۲۰۲۴ در مجلات علمی حوزه شهرسازی از جمله Sustainable Cities and Society نشان میدهد که شهرهایی که به توسعه زیرساختهای سبز و راهکارهای مبتنی بر طبیعت توجه کردهاند، نه تنها تابآوری اقلیمی بیشتری دارند، بلکه هزینههای نگهداری شهری و مصرف انرژی در آنها به شکل محسوسی کاهش یافته است.
این همان افقی است که بسیاری از معماران و نظریهپردازان برجسته جهان نیز بر آن تأکید دارند. “نورمن فاستر”، معمار نامدار بریتانیایی، معتقد است معماری آینده باید بخشی از «متابولیسم زمین» باشد؛ یعنی بناها و شهرها نه در تقابل با طبیعت، بلکه در تعامل با آن طراحی شوند. “یان گل”، نظریهپرداز شهر انسانمحور نیز بارها گفته است شهری موفق است که در آن «حق نفس کشیدن شهروندان فدای حرکت خودروها نشود».
اما این مفاهیم زمانی معنا پیدا میکنند که از سطح نظریه به عرصه مدیریت شهری وارد شوند. تجربه شهرهایی مانند پاریس، کپنهاگ و سنگاپور نشان میدهد که اراده مدیریتی در سطح شهرداریها میتواند مسیر توسعه شهری را به طور کامل تغییر دهد. پاریس با طرح «شهر پانزده دقیقهای»، لندن با سیاستهای کاهش آلودگی هوا و سنگاپور با الگوی «شهر در دل طبیعت» نشان دادهاند که آینده شهرها در گرو پیوند دوباره شهر با طبیعت است.
در همین چارچوب، مدیریت شهری تبریز نیز در سالهای اخیر گامهایی مهم در مسیر بازسازی رابطه شهر با محیطزیست برداشته است. توسعه فضای سبز شهری یکی از شاخصترین این اقدامات است. اجرای طرح توسعه ۶۰۰ هکتاری فضای سبز، احداث پارکهای محلهای در مناطق مختلف شهر و همچنین تلاش برای تملک و حفظ باغات قدیمی، نشانهای از درک روزافزون اهمیت زیرساختهای سبز در مدیریت شهری تبریز است. ایجاد کمربند سبز در محدوده کنارگذر غرب تبریز نیز اقدامی راهبردی در جهت تقویت ریههای تنفسی شهر و جلوگیری از گسترش بیرویه کالبد شهری به شمار میآید.
در حوزه مدیریت پسماند نیز تحولات قابل توجهی در حال شکلگیری است. بازسازی و راهاندازی مجدد کارخانه بازیافت و تولید کمپوست تبریز، بهرهبرداری از سلولهای شماره ۲ و ۳ دفن مهندسی و بهداشتی پسماندهای شهری و همچنین راهاندازی اپلیکیشنهای «بهروب» و «خرجی» برای جمعآوری هوشمند پسماندهای خشک از شهروندان، گامهایی مهم در جهت حرکت به سمت اقتصاد چرخشی شهری محسوب میشوند؛ الگویی که در ادبیات علمی جدید شهرسازی به عنوان یکی از پایههای شهرهای پایدار مطرح است.

با این حال، آینده محیطزیست شهری تنها با پروژههای زیرساختی رقم نمیخورد. آنچه یک شهر را به «زیستشهر» تبدیل میکند، پیوند خلاقانه میان طبیعت، اقتصاد شهری و مشارکت شهروندان است. از همین منظر، تبریز میتواند گامی بلندتر نیز بردارد؛ گامی که گذشته باغی این شهر را با آیندهای پایدار پیوند بزند.
یکی از طرحهایی که میتواند چنین پیوندی ایجاد کند، ایده «باغچهشهر تبریز» است. این طرح با الهام از پیشینه تاریخی باغداری در تبریز و با بهرهگیری از ظرفیتهای باغات سبزی و صیفیجات حکمآباد، میتواند در محدوده پارک بزرگ تبریز به عنوان یک پهنه سبز تولیدی و آموزشی توسعه یابد. در این الگو، شهر تنها مصرفکننده فضای سبز نیست، بلکه خود به تولیدکننده بخشی از منابع زیستی تبدیل میشود.
باغچهشهر میتواند ترکیبی از باغات شهری، مزارع کوچک سبزی و صیفی، فضاهای آموزشی محیطزیستی و عرصههای مشارکت مردمی باشد. چنین طرحی علاوه بر افزایش تولید اکسیژن و بهبود کیفیت هوای شهر، میتواند به رونق اقتصاد شهری نیز کمک کند. فروش محصولات محلی، ایجاد فرصتهای شغلی سبز و تبدیل این فضا به مقصد گردشگری شهری، بخشی از ظرفیتهای اقتصادی چنین طرحی خواهد بود.
از سوی دیگر، این پروژه میتواند بستری برای مشارکت مستقیم شهروندان باشد؛ خانوادهها، مدارس و گروههای داوطلب محیطزیستی میتوانند در نگهداری و بهرهبرداری از این باغچهها مشارکت کنند و در نتیجه، رابطهای عاطفی و ملموس با طبیعت شهری برقرار شود. تجربه شهرهایی در اروپا و شرق آسیا نشان داده است که باغهای شهری نه تنها به بهبود محیطزیست کمک میکنند، بلکه حس تعلق اجتماعی و مسئولیتپذیری شهروندان نسبت به شهر را نیز تقویت میکنند.
تبریز شهری است که در حافظه تاریخی خود باغهای فراوانی را تجربه کرده است. بازآفرینی این سنت در قالبی نوین، میتواند بخشی از هویت سبز شهر را دوباره زنده کند. اگر روزی باغات تبریز حلقهای طبیعی در اطراف شهر ایجاد میکردند، امروز نیز میتوان با طرحهایی مانند باغچهشهر، کمربندی از زندگی، تولید و اکسیژن پیرامون شهر شکل داد.
روز جهانی محیطزیست شاید تنها یک روز در تقویم باشد، اما یادآور مسئولیتی دایمی است. مسئولیتی که هم بر دوش مدیران شهری است و هم بر دوش شهروندان. شهر سالم، حاصل تصمیمهای شجاعانه مدیران و رفتارهای آگاهانه شهروندان است.
تبریز میتواند در مسیر تبدیل شدن به یکی از الگوهای «زیستشهر» در ایران گام بردارد؛ شهری که در آن توسعه، به معنای از دست دادن طبیعت نیست، بلکه به معنای بازگرداندن طبیعت به قلب زندگی شهری است. شاید آینده شهرها در نهایت به یک حقیقت ساده بازگردد: شهری پایدار است که مانند یک باغ نفس بکشد.
به قلم : بیژن آقا بیگی