هفتلایه رسانهای در جنگ رمضان و نقش آن در مدیریت افکار عمومی
در جنگ رمضان شاهد مجموعهای از ساختارهای رسانهای بودیم که در جریان این نبرد نقشآفرینی کرده و سبد رسانهای جمهوری اسلامی ایران را شکل دادند.
در این دوره با هفت بستر رسانهای مواجه بودیم که هر یک بهتناسب کارکرد خود بخشی از عملیات آفندی و پدافندی در حوزه رسانه را بر عهده داشتند.
۱.نخستین نمونه، پدیده «موشک نوشتهها» بود که در جریان عملیات، تصاویر و ویدئوهای مربوط به پرتاب موشکها همراه با نوشتههایی از نام شهدا، یادبود شخصیتها یا پیامهای نمادین منتشر میشد و عملاً به یک رسانه مستقل تبدیل شده بود.
این تصاویر که گاهی با رنگها و نمادهای خاص همراه میشد، بهسرعت در فضای مجازی بازتاب یافت و بخشی از عملیات روانی را شکل داد.
۲.سرودها و مداحیهای حماسی نیز در این دوره نقش مهمی ایفا کردند و با سرعتی قابلتوجه در میان مردم گسترش یافتند؛ تا جایی که نسخههای ترجمه شده آنها در کشورهای مختلف منتشر شد و بهعنوان شعارهای حماسی مورد استفاده قرار گرفت.
۳.در فضای مجازی اما ایران در محیطی فعالیت میکرد که کنترل آن عمدتاً در اختیار طرف مقابل میباشد.
محدودیتهای گسترده، تعلیق مکرر صفحات و حذف محتوا باعث شده فعالیت رسانهای در این فضا با دشواریهای جدی روبهرو شود.
تجربههای گذشته نشان داده است تکیه بر پلتفرمهایی که مدیریت آنها در دست بازیگران متخاصم است، خطرپذیری بالایی دارد؛ به همین دلیل تلاش شد بار اصلی اطلاعرسانی تنها بر دوش توئیتر و اینستاگرام قرار نگیرد و مسیرهای مکملی برای انتقال پیام ایجاد شود.
۴.یکی از نقاط برجسته این دوره، حضور فعال سفارتخانههای ایران در فضای مجازی بود.
در ابتدا قرار بود صرفاً نشستهای خبری برگزار شود، اما با بررسی شرایط، سفارتخانهها وارد تولید محتوا در قالب دستنوشتهها، تصاویر و ویدئوهای کوتاه شدند. این اقدام با استقبال کاربران در کشورهای مختلف مواجه و به یکپایه مستقل در سبد رسانهای تبدیل شد.
کاربران در نقاط مختلف جهان این محتواها را بازتاب میدادند و منتظر واکنشهای بعدی بودند.
این سطح از فعالیت رسانهای سفارتخانهها پیشازاین سابقه نداشت و بهعنوان یک رویکرد تازه موردتوجه قرار گرفت.
۵.در ادامه این روند، حضور گسترده و مداوم مردم در خیابانها نیز بهخودیخود به یک رسانه اثرگذار تبدیل شد. با وجود گذشت نزدیک به شصت روز از آغاز جنگ، این حضور همچنان پرشور ادامه دارد و میادین شهر عملاً لحظهای خالی نمیماند.
استمرار چنین حضوری پیام روشنی به همراه دارد و نشان میدهد که مردم بهصورت خودجوش و پیوسته در صحنه حضور دارند.
۶.در جنگ برخی چهرهها نیز به دلیل نحوه حضور و ارتباط رسانهای خود به نماد اقتدار تبدیل شدند.
ابراهیم ذوالفقاری سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا از جمله این افراد بود که بهواسطه شیوه بیان، زبان بدن و تأثیرگذاری بصری، بهعنوان یک چهره رسانهای شناخته شد و در افکار عمومی جایگاه ویژهای پیدا کرد.
۷.در بخش دیگری از این جریان، تولیدات انیمیشن ایرانی توانستند جایگاه ویژهای در فضای رسانهای پیدا کنند.
این آثار پس از انتشار، با سرعت قابلتوجهی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشدند و نکته قابلتوجه این بود که بخش عمده بازنشر و فراگیری آنها توسط کاربران غیرایرانی انجام میگرفت.
همین استقبال گسترده باعث شد این انیمیشنها در مدت کوتاهی توجه مخاطبان را جلب کرده و بهعنوان بخشی تثبیت شده از سبد رسانهای مطرح شوند.
مجموعه این تحرکات نشان داد برای نخستینبار در کنار عملیات میدانی، یک ساختار رسانهای چندلایه شکلگرفته که توانسته بخش مهمی از عملیات روانی و اطلاعرسانی را پوشش دهد.
در شرایطی که رسانههای بزرگ جهان معمولاً توسط شبکههای قدرتمند و سازمانیافته هدایت میشوند، این مجموعه توانست در برابر حجم گسترده عملیات رسانهای طرف مقابل نقشآفرینی کند.
بسیاری از تحلیلگران و فعالان رسانهای بر این باورند که بخش مهمی از موفقیت در این دوره ناشی از توانایی در خنثیسازی عملیات روانی و پیشبرد اقدامات رسانهای آفندی جمهوری اسلامی بوده است؛ عاملی که در نهایت به تقویت انسجام رسانهای و افزایش اثرگذاری پیامها انجامید.
به قلم :محمود کبیری یگانه